به طور میانگین محتواهای طولانی نسبت به محتواهای کوتاه جذب بیشتری داشته، رتبه‌های بالاتری کسب کرده و بیشتر به اشتراک گذاشته می‌شوند. مطمئن نیستم که ایده ” محتوای خوب لزوماً محتوایی طولانی است ” از کجا آمده اما باید این ابهام را برطرف کنیم. محتوای طولانی لزوماً محتوایی خوب و بهتر نیست و اصولاً نیازی نیست که هر محتوایی که تولید می‌کنیم طولانی باشد.

به نظر من متغیرهای متضادی در پشت این ارتباطات وجود دارند. هدف از تولید محتواهای طولانی و خوب جستجوگرها و مخاطبانی هستند که به دنبال محتواهای طولانی و اطلاعاتی جامع‌تر می‌باشند. اگر می‌خواهید آمار مربوط به این مدعا که “محتوای طولانی‌تر به طور میانگین عملکرد بهتری دارد ” را به چالش بکشید داده‌های مربوط به کم شدن توجه ، نرخ ترک کردن صفحه و درصد بازدیدکنندگانی که محتواهای طولانی را تا آخر مطالعه می‌کنند، بررسی کنید.

محتوای صحیح:

  • سوال بازدیدکننده را پاسخ داده و به او کمک کند تا به هدفش برسد.
  • ایجاد تجربه‌ای آسان، لذت‌بخش و قابل دسترس بر روی هر دستگاه و مرورگری.
  • انتقال سریع اطلاعات و تجربه درست به مخاطب
  • آیا تمام موارد فوق را بهتر از رقبای خود رعایت کرده‌اید؟

“محتوای خوب” لزوماً به معنای این نیست که محتوا باید طولانی هم باشد. در واقع همانطور که رونل اسمیت هم اخیراً اذعان داشته ” محتوای خوب لزوماً معنای خاصی ندارد. معنای آن ذهنی است و گاهی اوقات نیز افسانه‌وار است زیرا تولید محتوا کاری عملی است و باید موارد مختلفی را مورد بررسی قرار دهیم تا ببینیم که آیا تلاش‌های ما در جهت درستی هستند یا خیر.

پیشنهاد من : به جای اینکه تاکتیک خاصی مانند طولانی بودن محتوا را انتخاب کنید یا آن را به عنوان معیار خوب بودن محتوا در نظر بگیرید بهتر است تا محتواهای خود را بر اساس نیازهای مخاطب و اهداف شخصی یا تجاری خود تولید کنید. نوشتن ۷۰۰ کلمه بیشتر نمی‌تواند به شما کمک کند تا به اهداف خود برسید. محتوایی تولید کنید که به کاربران کمک کند و این کار را تمام و کمال انجام دهید. هیچ گاه راهنمایی ننویسید که در آن ارزش تصاویر یکسان باشد. به من اعتماد کنید، مخاطب از شما تشکر خواهد کرد.