این سناریو را تصور کنید. شما یک کارمند جدید هستید که به تازگی وارد بخش بازاریابی با همه چالش‌هایش شده‌اید (یا از طرف یک آژانس استخدام شده‌اید تا به بهبود ارقام ترافیک از دست رفته کمک کنید). پس وارد گوگل آنالیتیکز شده و با چنین چیزی مواجه می‌شوید:

(اسکرین‌شات واقعی از کار مشتری که بررسی کردم)

(اسکرین‌شات واقعی از کار مشتری که بررسی کردم)

این تصویر می‌تواند دو نوع واکنش احساسی را ایجاد کند : هیجان یا ترس (یا هر دو). کاهش مداوم در ترافیک ارگانیک موجب هیجان شماست چون بسیاری از تاکتیک‌ها و ایده‌ها را در اختیار دارید که فکر می‌کنید می‌توانید توسط آن‌ها این شرکت را از سقوط نجات دهید. اما همچنین این ترس وجود دارد که توسط این تاکتیک‌ها نتوانید اصلاحات خود را انجام دهید.

فارغ از اینکه این تاکتیک‌ها کار خواهند کرد یا نه، مهم است که تاریخچه حساب کاربری را دانسته و هدفتان فقط مشخص کردن وقایع نباشد بلکه دلیلی نیز برای آن‌ها پیدا کنید.

ممکن است شرکت ایده‌ای در رابطه با اینکه چرا ترافیک کاهش می‌یابد داشته باشد (برای مثال رقیبان زیاد شده و رتبه‌بندی برای کلمات کلیدی را بسیار سخت‌تر کرده‌اند یا وب‌سایت خود را دوباره طراحی کرده‌اند اما هیچ بهبودی حاصل نشده است).

اساساً این موضوع به دو مورد ختم می‌شود : ۱- یا در حال کشمکش با بهینه‌سازی ارگانیک هستید یا ۲- هنگام Tracking مشکلی در گوگل آنالیتیکز وجود داشته که هنوز اصلاح نشده

در این مقاله آموزش سئو یکی از موردهای مربوط به مشتریانم را بررسی کرده و سعی می‌کنم تا مشخص کنم که آیا این کاهش ترافیک ارگانیک به دلیل عملکرد ضعیف سئو، هجوم رقبا، مشکلات Tracking یا ترکیبی از همه این‌هاست.

بررسی خود را به پنج حوزه تقسیم‌بندی کرده‌ام :

۱. تفاوت رتبه‌بندی کلمات کلیدی از سال ۲۰۱۵ ۲۰۱۷

آیا کلمات کلیدی که در سال ۲۰۱۵ برای آن‌ها رتبه‌بندی می‌شدیم دارای تغییرات شدیدی در سال ۲۰۱۷ بوده است؟ آیا رتبه‌بندی و ترافیک ارگانیک را از دست داده‌ایم؟

۲. صفحات فرود ارگانیک برتر از سال ۲۰۱۵ ۲۰۱۷

آیا صفحات فرود ارگانیکی که دارای رتبه‌بندی برتر هستند همان‌طور هستند که در سال ۲۰۱۵ بودند؟ آیا در اثر طراحی مججد وب‌سایت صفحه‌ای را از دست داده‌ایم؟

۳. معیارهای درون صفحه

آیا اتفاقی برای سرعت سایت / نرخ نوسان / بازدیدهای صفحه و … افتاده است؟

۴. SEMrush/ Moz keyword، ترافیک و داده‌های قدرت دامنه

مشاهده معیار هزینه ترافیک ارگانیک SEMrush و معیارهای Moz مانند قدرت دامنه و رقبا.

۵. تکمیل هدف

آیا هنگام افت ترافیک تعداد تبدیلات یکسان باقی می‌ماند؟ یا آیا افت تبدیلات با افت ترافیک رابطه‌ای دارد یا خیر؟

هدف من این است که در انتهای این پست خودتان بتوانید مراحل این بررسی را تکرار کرده و مشخص کنید چه چیزی موجب کاهش ترافیک ارگانیک شما می‌شود و چگونه می‌توان به مسیر درست بازگشت.

بیایید شروع کنیم!

تفاوت رتبه‌بندی کلمات کلیدی از سال ۲۰۱۵ – ۲۰۱۷

این نقطه شروع بررسی من بود. مخصوصاً از اینجا شروع کردم چون آشکارترین پاسخ برای کاهش ترافیک، کاهش رتبه‌بندی کلمات کلیدی است. نگاهی به کلمات کلیدی انداختم که در سال ۲۰۱۵ برای آن‌ها رتبه‌بندی می‌شدیم تا ببینم که آیا افت چشمگیری در رتبه‌بندی‌ها مشاهده می‌کنم یا حجم جستجو افت کرده است یا خیر. اگر شرکتی که در حال بررسی آن هستید دارای حساب کاربری Moz بلند مدت است، رتبه‌بندی‌های کلمه کلیدی را از ابتدای کاهشش بررسی کرده و آن‌ها را با رتبه‌بندی‌های فعلی خود مقایسه کنید.

داده‌های کلمه کلیدی را هم از SEMrush و هم از Moz استخراج کرده‌ و مشخصاً تغییرات رتبه‌بندی کلمات کلیدی اصلی را مورد بررسی قرار دادم.

ماه مارس، ماه بسیار ویژه‌ای بود، پس رتبه‌بندی کلمات کلیدی مربوط به این ماه را استخراج کردم:

  • مارس ۲۰۱۵
  • مارس ۲۰۱۶
  • مارس ۲۰۱۷
  • دسامبر ۲۰۱۷ (تا آخرین رتبه‌بندی‌ها را داشته باشم)

زمانی که کلمات کلیدی را استخراج کردم، با رنگ قرمز شروع به هایلایت کردن کلمات کلیدی کردم که در سال ۲۰۱۵ به واسطه آن‌ها رتبه بندی شده (و ترافیک کسب می‌کردیم) ولی در سال ۲۰۱۷ دیگر برای آن‌ها رتبه‌بندی نمی‌شدیم. همچنین کلمات کلیدی که در سال ۲۰۱۵ برای آن‌ها رتبه‌بندی شده و هنوز در سال ۲۰۱۷ نیز برای آن‌ها رتبه‌بندی می‌شدیم را با رنگ زرد هایلایت کردم.

کلمات کلیدی سال ۲۰۱۵ :

کلمات کلیدی سال 2015

کلمات کلیدی سال ۲۰۱۷ :

کلمات کلیدی سال 2017

یکی از چیزهایی که بلافاصله برجسته شد این بود که شرکت در سال ۲۰۱۵ برای پنج کلمه کلیدی رتبه‌بندی می‌شد که کلمه ” آزادی ” هم جزء آن‌ها بود. بنابراین از زمانی که نوع پیشنهادات خود را تغییر داد بدیهی است که در سال ۲۰۱۷ برای آن کلمات کلیدی رتبه‌بندی نمی‌شویم.

پس از حذف جستجوهای رایگان، کلمات کلیدی اصلی را بیرون کشیده تا تفاوت‌های آن‌ها را بررسی کنیم.

کلمات کلیدی اصلی در سال ۲۰۱۵ :

  • نرم‌افزار زمان‌بندی قرار ملاقات : رتبه ۹
  • زمان‌بندی قرار ملاقات آنلاین : رتبه ۱۱
  • زمان‌بندی قرار ملاقات آنلاین : رتبه ۹
  • نرم‌افزار زمان‌بندی آنلاین : رتبه ۹
  • زمان‌بند آنلاین : رتبه ۹
  • زمان‌بندی آنلاین : رتبه ۱۳

 

کلمات کلیدی اصلی در سال ۲۰۱۷ :

  • زمان‌بندی قرار ملاقات : رتبه ۱۱
  • نرم‌افزار زمان‌بندی قرار ملاقات : رتبه ۱۰
  • برنامه زمانی آنلاین : رتبه ۶
  • زمان‌بند قرار ملاقات آنلاین : رتبه ۱۱
  • زمان‌بندی قرار ملاقات آنلاین : رتبه ۱۲
  • نرم‌افزار زمان‌بندی آنلاین : رتبه ۱۲
  • ابزار زمان‌بندی آنلاین : رتبه ۱۰
  • برنامه‌ریزی آنلاین : رتبه ۱۵
  • نرم‌افزار خدمات زمان‌بندی قرار ملاقات : رتبه ۲

هیچ پرچم قرمز خاصی در اینجا وجود ندارد. در حالی که برخی از کلمات کلیدی ۱ یا ۲ پله سقوط کردند، اما برخی از کلمات کلیدی جدید رتبه‌های بالاتری به دست آورده‌اند. این تغییرات کوچک در این جریان افت ۳۰ الی ۴۰ درصدی ترافیک ارگانیک را توجیه نمی‌کنند. من این موارد را در لیست خود بررسی کرده و به صفحات فرود ارگانیک انتقال دادم.

تغییرات صفحه فرود ارگانیک برتر

از آن جایی که تفحص در کلمات کلیدی موجب یافتن پاسخی برای کاهش ترافیک نیست، چیزی که در مرحله بعد مورد بررسی قرار دادم صفحات فرود بود. می‌دانستم که این مشتری در اوایل سال ۲۰۱۷ سیستم‌های CMS را تغییر داده است و طی سه سال گذشته پروژه‌های بازطراحی کوچکی را انجام داده است.

پس از استخراج صفحات فرود ارگانیک مربوط به سال‌های ۲۰۱۵، ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷، ده تای برتر را (از لحاظ نشست‌های ارگانیک) مورد مقایسه قرار داده و نتایج زیر را به دست آوردیم :

صفحات فرود ارگانیک برتر در سال ۲۰۱۵ :

صفحات فرود ارگانیک برتر در سال 2015

صفحات فرود ارگانیک برتر در سال ۲۰۱۶ :

صفحات فرود ارگانیک برتر در سال 2016

صفحات فرود ارگانیک برتر در سال ۲۰۱۷ :

صفحات فرود ارگانیک برتر در سال 2017

به دلیل بازطراحی‌های انجام شده می‌ـوانید ببینید که زیرپوشه‌ها بین سال‌های ۲۰۱۵/۲۰۱۶ الی ۲۰۱۷ تغییر کرده‌اند. چیزی که واقعاً توجه مرا به خود جلب کرد صفحه get-started/ است. در سال ۲۰۱۵/۲۰۱۶ صفحه the Get Started نزدیک به ۱۶% همه ترافیک ارگانیک را به دست آورده است. در سال ۲۰۱۷ صفحه Get Started در هیچ‌کجا یافت نمی‌شود.

اگر با این مشکل مواجه شدید و متوجه شدید که صفحاتی از صفحات ارگانیک برتر حال حاضرتان مفقود شده است، یکی از بهترین راه‌ها برای فهمیدن آن استفاده از Wayback Machine است. این ابزاری بسیار خوب است که به شما اجازه می‌دهد تا ببینید یک صفحه وب در گذشته چگونه بوده است.

هنگامی که به URL get-started/ درWayback Machine  نگاه کردیم متوجه چیز جالبی شدیم :

صفحه get-started/ در سال ۲۰۱۵ به عنوان صفحه ورود کاربر نیز عمل می‌کرده است. هنگامی که کاربران عبارت [Company Name] login, را در گوگل جستجو می‌کردند، این صفحه بالا می‌آمده و ترافیک ارگانیک قابل توجهی را به دست می‌آورده است.

تنظیمات حال حاضر آن‌ها لاگین‌ها را به زیردامنه‌هایی می‌فرستد که دارای کد GA نیستند (همان‌طور که از آن به عنوان پورتالی برای اپلیکیشن واقعی نیز استفاده می‌کند).

این کمک می‌کند تا بتوانیم قسمتی از فقدان ترافیک ارگانیک را توضیح دهیم، اما با فهمیدن اینکه این مشتری بازطراحی‌هایی را انجام داده است می‌خواستم مطمئن شوم که همه ریدایرکت‌ها به خوبی انجام شده‌اند. صرف‌نظر از اینکه آیا ترافیک‌تان دچار تغییراتی شده است یا نه، اگر اخیراً وب‌سایت خود را بازطراحی کرده‌اید و URLها را در آن تغییر داده‌اید، باید به صفحات فرود ارگانیک برتر خود پیش از بازطراحی دوباره نگاهی انداخته تا مطمئن شوید که به صفحات درستی ریدایرکت می‌شوند.

گرچه که این کمک می‌کند تا بخشی از فقدان ترافیک را توضیح دهید، اما چیز دیگری که مورد بررسی قرار دادیم معیارهای درون صفحه بود تا ببینیم آیا می‌توانیم مشکلات آشکار را مشخص کنیم یا نه.

مقایسه معیارهای تعامل درون صفحه

بررسی رتبه‌بندی‌های کلمات کلیدی و صفحات فرود ارگانیک بینش بیشتری را در رابطه با فقدان ترافیک ارگانیک به ما دادند اما به واسطه آن‌ها هیچ چیز قطعی به دست نیاوردیم. به همین دلیل تصمیم گرفتم که برای شفافیت بیشتر به معیارهای درون صفحه بپردازم. هنگامی که به عنوان یک مسئول درباره معیارهای درون صفحه صحبت می‌کنم، در واقع درباره نرخ نوسان، بازدید صفحه، میانگین بازدیدهای صفحه در هر جلسه و زمان در سایت صحبت می‌کنم.

با مشاهده صفحات ارگانیک برتر مشابه، معیارهای تعامل درون صفحه را مقایسه کرده‌ام.

معیارهای درون صفحه در سال ۲۰۱۵ :

معیارهای درون صفحه در سال 2015

معیارهای درون صفحه در سال ۲۰۱۶ :

معیارهای درون صفحه در سال 2016

معیارهای درون صفحه در سال ۲۰۱۷ :

معیارهای درون صفحه در سال 2017

در حالی که معیارهای تعامل به طور کلی کمی تغییر کرده است، اما جالب‌ترین و بزرگترین اختلافی که در نرخ نوسان (bounce rates) دیدم مربوط به صفحه اصلی (Home Page) و صفحه شروع (Get Started) بود.

بر اساس ارقام مطالعات مختلف (مانند این، این و این) میانگین نرخ نوسان برای یک سایت B2B چیزی بین ۶۰ الی ۴۰ درصد است. دیدن صفحه اصلی با نرخ نوسان ۲۰% یک پرچم قرمز محسوب می‌شد.

این کار مرا به سوی معیارهای دیگری نیز هدایت کرد. معیارهای کلیدی را بین سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۷ مقایسه کرده و یافته‌ها موجب شد که سر در گم شوم.

با نگاهی به نشست‌های ارگانیک (به طور کلی) می‌بینیم که ۸۰٫۰۰۰ عدد از جلسات یا ۲۷٫۹۳% آن‌ها کاهش یافته است.

با نگاهی به کاربران ارگانیک می‌بینیم که با کاهشی حدود ۳۸٫۰۰۰ کاربری یا ۲۵ درصدی مواجه است.

گرچه هنگامی که بازدیدهای صفحه را مشاهده کردیم با افتی شدیدتر مواجه شدیم :

در کل سایت شاهد 50% کاهش در بازدید صفحات یا کاهش 400.000 بازدید هستیم.

در کل سایت شاهد ۵۰% کاهش در بازدید صفحات یا کاهش ۴۰۰٫۰۰۰ بازدید هستیم.

این منطقی نیست، زیرا اگر آن ۳۸٫۰۰۰ کاربر اضافی را داشتیم و هر کاربر حداکثر ۲٫۴۹ صفحه را در هر جلسه بازدید می‌کرد حداکثر موجب ۱۰۰٫۰۰۰ بازدید بیشتر می‌شد. یعنی ۳۰۰٫۰۰۰ بازدید دیگر حساب‌نشده باقی می‌ماند.

این امر موجب شد تا بفهمم احتمالاً مشکل Tracking وجود دارد. تعداد بالای بازدید صفحات و نرخ نوسان کم باعث شد به این شک کنم که برخی از کاربران دو بار حساب شده‌اند.

گرچه برای تایید این فرضیه‌ها، نگاهی به منابع داده خارجی انداختم.

استفاده ازSEMrush  و داده‌هایMoz  برای جلوگیری از خطای کاربر

اگر احساس می‌کنید که Tracking شما در سال‌های گذشته خراب شده است، بهترین راه برای تایید یا تکذیب این فرضیه بررسی منابع خارجی مانندMoz  و SEMrush است.

متاسفانه این مشتری ویژه کاملاً جدید بود و در نتیجه کمپین داده‌های Moz او در سال ۲۰۱۵ و در مقاطع مختلف دارای ترافیک ارگانیک بالایی نبود. گرچه اگر بخواهیم بدانیم که جای خوبی برای شروع بوده یا نه باید به معیارهای قابلیت دید در جستجو نگاه کنیم (البته تا زمانی که کلمات کلیدی اولیه یکسان هستند). اگر این معیارها در طول سال‌ها تغییرات شدیدی داشته، مشاهده کمی لغزش در رتبه‌بندی‌های ارگانیک نشانه خوبی است.

مساله دیگری که باید به آن بپردازیم قدرت دامنه و قدرت صفحه اصلی است. اگر سایت‌تان را بازطراحی کرده‌اید، URLهایش را انتقال داده‌اید یا هر چیزی شبیه این‌ها را اعمال کرده‌اید، مهم است که مطمئن شوید که قدرت دامنه همچنان منتقل می‌شود. همچنین مهم است که نگاهی به قدرت صفحه صفحات اصلی داشته باشید. اگر این معیارها از پیش از لغزش ترافیک ارگانیک نیز خیلی کم‌تر شده‌اند، به احتمال زیاد ریدایرکت‌ها به خوبی انجام نشده‌ و قدرت صفحه به خوبی به دامنه‌های جدید منتقل نشده است.

اگر داده‌های Moz شما مانند من به اندازه کافی قابل پیگیری در تاریخ‌های گذشته نیست، معیار دیگری که خوب است بررسی کنید هزینه ترافیک ارگانیک در SEMrush است.

هزینه ترافیک ارگانیک به چند دلیل می‌تواند تغییر کند :

۱- هرچه رتبه‌بندی سایت برای کلمات کلیدی با ارزش بیشتر شود، هزینه ترافیک ارگانیک نیز افزایش می‌یابد.

۲- هرچه رقیبان بیشتری وارد صحنه شوند، پیشنهاد کلمات کلیدی که برای آن‌ها رتبه‌بندی می‌شوید گران‌تر می‌شود.

معمولاً ترکیبی از این دو است.

اگر ترافیک ارگانیک در طول دو سال گذشته به طور پیوسته در حال کاهش بوده، احتمالاً با خط روندی مشابه در مورد هزینه ترافیک مواجه خواهیم شد. گرچه این چیزی نیست که ما شاهد هستیم.

در مارس ۲۰۱۵ هزینه ترافیک ارگانیک سایت مشتری ۱۴٫۳۰۰ دلار بوده است.

در مارس ۲۰۱۶ هزینه ترافیک ارگانیک ۲۲٫۲۰۰ دلار بوده است.

در دسامبر ۲۰۱۷ هزینه ترافیک ارگانیک به ۶۹٫۲۰۰ دلار رسیده. بر طبق SEMrush شاهد کاهش‌هایی در کلمات کلیدی و ترافیک بوده‌ایم.

با توجه به همه این داده‌های خارجی فرضیه ما درباره اینکه چیزی در مورد tracking اشتباه است تایید می‌شود.

گرچه به عنوان بررسی نهایی به معیارهای درونی باز گشتم تا ببینم که آیا داده‌های تبدیلات با همین نرخ مربوط به ترافیک ارگانیک کاهش یافته یا خیر.

تحلیل و مقایسه معیارهای تبدیل

به نظر می‌رسد که این گام نهایی برای کشف معمای افت ترافیک باشد. در نهایت این ترافیک ارگانیک نیست که موجب سودرسانی به کسب و کار شما می‌شود (گرچه که مولفه‌ای کلیدی است). راه‌های بزرگ کسب درآمد، تکمیل اهداف و پر کردن فرم‌هاست.

این روندی ساده و منصفانه بود. به گوگل آنالیتیکز رفتم تا تعداد تکمیل اهداف و نرخ تبدیلات تکمیل اهداف را در طول سه سال گذشته مقایسه کنم.

اگر شرکت‌تان شبیه به شرکت مشتری من است، می‌توانید حداکثر ۲۰ تکمیل هدف را به طور هم‌زمان در گوگل آنالیتیکز دنبال کنید. گرچه برای آسان‌تر کردن و استوار ساختن مسائل (چون تکمیل اهداف قابل تغییر هستند) فقط تبدیلات خریدار را بررسی کردم. این مورد شامل تکمیل فرم‌های ویرایش شرکت، ویرایش تجارت، ویرایش شخصی و فرم تماس با ما بود.

اگر این کار را بر روی سایت خود انجام می‌دهید، پیشنهاد می‌کنم کاری مشابه همین انجام دهید. تکمیل اهداف محتوا معمولاً دارای یک عمر مفید طبیعی هستند و آهسته کردن این روند طبیعی در تکمیل اهداف می‌تواند موجب انحراف داده‌ها شود. من به مهم‌ترین تبدیلات در سایت نگاه می‌کنم (معمولا یک فرم تماس با ما یا فرم آزمایشی) و به شدت ارقام را تحت نظر می‌گیرم.

می‌توانید ارقام مربوط به تکمیل اهداف مشتری من را در جدول زیر مشاهده نمایید:

۲۰۱۷ ۲۰۱۶ ۲۰۱۵ نام تکمیل هدف
۴۷۸ ۵۲۵ ۵۷۹ تماس با ما
۳,۴۲۰ ۲,۶۲۱ ۳,۳۷۲ نسخه شخصی
۱,۴۷۳ ۱,۴۳۷ ۱,۱۴۷ نسخه تجاری
۵۰۲ ۱,۰۵۳ ۱,۱۷۸ نسخه شرکتی
۵,۸۷۳ ۵,۶۳۶ ۶,۲۷۶ مجموع

 

نرخ تبدیلات

۲۰۱۷ ۲۰۱۶ ۲۰۱۵ نام تکمیل هدف
۰٫۲۳% ۰٫۲۲% ۰٫۲۲% تماس با ما
۱٫۸۳% ۱٫۰۹% ۱٫۳۰% نسخه شخصی
۰٫۷۶% ۰٫۶۰% ۰٫۴۶% نسخه تجاری
۰٫۲۹% ۰٫۴۴% ۰٫۴۶% نسخه شرکتی
۰٫۷۷% ۰٫۵۸% ۰٫۶۱% میانگین

 

خیلی جالب بود. گرچه که در تکمیل اهداف و نرخ تبدیلات نوسان وجود داشت، هیچ تغییر معناداری نسبت به افت کاربر ۴۰٫۰۰۰ تایی ما در سال‌های ۲۰۱۵، ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ وجود نداشت.

همه این یافته‌ها بیشتر تایید کردند که هدفی غلط را دنبال می‌کنیم. در واقع در سه ماه اول کار با هم سعی کردیم که فقدان ۴۰ درصدی را جبران کنیم که از اول هم وجود نداشت.

جمع‌بندی و نظرات نهایی

در این مورد ویژه مجبور بودیم تا همه این پنج جاده را طی کرده تا بفهمیم که ردیابی (tracking) ما تاریخ گذشته است.

گرچه ممکن است که این موردی نباشد که با شرکت شما یا شرکت مشتری‌تان مطابقت داشته باشد. ممکن است شروع به رتبه‌بندی کلمات کلیدی کرده و متوجه شوید که دیگر ده کلمه کلیدی اصلی خود در صفحه اول رتبه‌بندی نمی‌شوید. اگر با این مورد مواجه شدید به سرعت مشکل خود را پیدا کرده‌اید و باید هدف‌تان سرمایه‌گذاری بر روی صفحات اصلی باشد تا بتوانید کاری کنید که این صفحات دوباره برای کلمات کلیدی اصلی رتبه‌بندی شوند.

اگر ارقام تکمیل اهداف‌تان نیز بسیار کم است (با درصدی مشابه به ترافیک‌تان) نشانه‌ای خوب است زیرا نشان می‌دهد که ارقام کاهش ترافیک‌تان نیز صحیح هستند.

اگر همه این معیارها را بررسی کردید و هنوز هم نتوانسته‌اید دلیل این کاهش‌ها را پیدا کنید، چشم بسته از تاکتیک‌های مختلف استفاده کرده و برای ردیابی دوباره تلاش می‌کنید، این چک‌لیستی عالی برای مطمئن شدن از مشکلات ردیابی (tracking) و مشکلات بهینه‌سازی است.

اگر با مشکلی مانند مشکل من مواجه شده‌اید، امیدوارم که این پست به شما کمک کند تا سریعاً به ریشه مشکل خود دسترسی پیدا کنید و شما را یک قدم به ساخت اهداف ترافیک ارگانیک واقعی در آینده نیز نزدیک کند!